شنبه، ۲۸ شهریور ۱۴۰۵
در بسیاری از پروژهها، یکی از مهمترین سؤالات مدیر پروژه این است:
«پروژه واقعاً چقدر از برنامه زمانبندی خود عقب یا جلو است؟»
پاسخ به این سؤال در نگاه اول ساده به نظر میرسد؛ کافی است پیشرفت واقعی پروژه را با برنامه زمانبندی مقایسه کنیم. اما در پروژههای بزرگ، اندازهگیری دقیق عملکرد زمانبندی و پیشبینی تاریخ واقعی پایان پروژه، به روشهای دقیقتر و قابلاعتمادتری نیاز دارد.
یکی از روشهای شناختهشده برای ارزیابی عملکرد پروژه، مدیریت ارزش کسبشده یا Earned Value Management (EVM) است. EVM علاوه بر کنترل هزینه، شاخصهایی برای بررسی عملکرد زمانبندی نیز ارائه میکند. با این حال، در رویکرد EVM، بخشی از سنجش عملکرد زمانبندی از اطلاعات هزینه استفاده میکند.
مقاله علمی «EDM: Earned Duration Management, a new approach to schedule performance management and measurement» که توسط Homayoun Khamooshi و Hamed Golafshani در سال ۲۰۱۴ منتشر شد، رویکرد دیگری را مطرح میکند: مدیریت مدتزمان کسبشده یا Earned Duration Management (EDM).
در EDM تلاش میشود عملکرد زمانبندی با استفاده از معیارهای مبتنی بر زمان و مدتزمان سنجیده شود، نه اینکه هزینه بهعنوان نمایندهای برای عملکرد زمانی پروژه مورد استفاده قرار گیرد.
Earned Duration Management یا EDM روشی برای اندازهگیری و مدیریت عملکرد زمانبندی پروژه است که تمرکز آن بر دادهها و شاخصهای زمانی پروژه قرار دارد.
ایده اصلی EDM این است که:
برای اندازهگیری عملکرد زمانبندی، بهتر است تا حد امکان از خودِ زمان و مدتزمان پروژه استفاده کنیم.
این رویکرد با روشهایی مانند EVM تفاوت دارد. در EVM، ارزش کسبشده و هزینههای مرتبط با فعالیتها نقش مهمی در محاسبه شاخصهای عملکرد دارند؛ در حالی که EDM تلاش میکند سنجش عملکرد زمانی را از عملکرد هزینهای جدا کند.
مقاله Khamooshi و Golafshani دقیقاً بر همین تفکیک تأکید دارد و مجموعهای از شاخصهای مبتنی بر مدتزمان را برای اندازهگیری پیشرفت و عملکرد زمانبندی معرفی میکند.
زمان یکی از مهمترین محدودیتهای هر پروژه است.
تأخیر در یک پروژه میتواند پیامدهایی مانند:
افزایش هزینههای اجرایی
افزایش هزینه نیروی انسانی و تجهیزات
ایجاد هزینههای سربار
تأخیر در تحویل پروژه
اختلال در فعالیتهای وابسته
ایجاد اختلافات قراردادی
کاهش بهرهوری منابع
را به دنبال داشته باشد.
به همین دلیل، کنترل پروژه فقط به این معنا نیست که بدانیم «چقدر از کار انجام شده است». مدیر پروژه باید بتواند تشخیص دهد:
آیا پروژه مطابق برنامه پیش میرود؟
اگر همین روند ادامه پیدا کند، پروژه چه زمانی به پایان خواهد رسید؟
میزان انحراف از برنامه چقدر است؟
آیا تأخیر موجود موقتی است یا نشانه یک مشکل جدی در عملکرد پروژه است؟
پاسخ به این سؤالات نیازمند شاخصهای مناسب برای اندازهگیری عملکرد زمانبندی است.
برای درک EDM، ابتدا باید با مفهوم Earned Value Management یا EVM آشنا شویم.
مدیریت ارزش کسبشده یک رویکرد شناختهشده برای ارزیابی همزمان عملکرد هزینه و زمان پروژه است.
در EVM سه مفهوم اصلی اهمیت زیادی دارند:
PV یا Planned Value: ارزش برنامهریزیشده
EV یا Earned Value: ارزش کسبشده
AC یا Actual Cost: هزینه واقعی
این اطلاعات امکان محاسبه شاخصهایی مانند CPI برای عملکرد هزینه و SPI برای عملکرد زمانبندی را فراهم میکنند.
اما یک نکته مهم وجود دارد:
در این روش، شاخص زمانبندی SPI بر مبنای ارزشهای مالی یا هزینهای محاسبه میشود.
به همین دلیل، عملکرد زمانی پروژه بهصورت غیرمستقیم از طریق اطلاعات هزینهای سنجیده میشود.
مقاله EDM این موضوع را یکی از محدودیتهای رویکردهای موجود برای سنجش عملکرد زمانبندی میداند و پیشنهاد میکند معیارهای زمانبندی مستقیماً بر اساس مدتزمان پروژه تعریف شوند.
زمان و هزینه پروژه با یکدیگر ارتباط دارند، اما یکسان نیستند.
ممکن است دو فعالیت از نظر مدتزمان عملکرد مشابهی داشته باشند، اما هزینههای بسیار متفاوتی داشته باشند.
برای مثال، فرض کنید دو فعالیت در یک پروژه وجود دارد:
فعالیت اول ۱۰ روز زمان میبرد و هزینه آن ۱۰۰ میلیون تومان است.
فعالیت دوم نیز ۱۰ روز زمان میبرد اما هزینه آن ۵۰۰ میلیون تومان است.
اگر بخواهیم عملکرد زمانی پروژه را بر اساس هزینه بسنجیم، تفاوت هزینه این دو فعالیت میتواند روی شاخص زمانی اثر بگذارد؛ در حالی که از نظر مدتزمان، هر دو فعالیت ۱۰ روز زمان دارند.
بنابراین، هزینه لزوماً نماینده دقیقی برای مدتزمان نیست.
مقاله مورد بررسی نیز بر همین مسئله تأکید دارد: اگرچه بین زمان، هزینه، کیفیت و محدوده پروژه ارتباط وجود دارد، استفاده از هزینه بهعنوان نمایندهای برای اندازهگیری عملکرد زمانبندی میتواند گمراهکننده باشد.
پیش از معرفی EDM، روش دیگری با عنوان Earned Schedule یا ES برای بهبود سنجش عملکرد زمانبندی مطرح شد.
Earned Schedule تلاش میکند ارزش کسبشده را روی محور زمان برنامهریزیشده تفسیر کند و از آن، یک مقدار زمانی به دست آورد.
در این رویکرد، مفهوم Actual Duration (AD) یا مدتزمان واقعی سپریشده نیز مورد توجه قرار میگیرد و شاخص SPI(t) از نسبت Earned Schedule به Actual Duration به دست میآید.
این روش نسبت به SPI سنتی، اطلاعات زمانی مستقیمتری ارائه میکند و برای پیشبینی مدت پروژه نیز مورد استفاده قرار گرفته است.
با این حال، نویسندگان مقاله EDM معتقدند که Earned Schedule نیز همچنان از Earned Value بهعنوان نقطه شروع برای استخراج زمان استفاده میکند؛ بنابراین وابستگی آن به دادههای هزینهای کاملاً از بین نرفته است.
برای درک سادهتر تفاوت این سه رویکرد، میتوان آنها را اینگونه در نظر گرفت:
رویکرد | تمرکز اصلی | مبنای سنجش |
|---|---|---|
EVM | هزینه و عملکرد پروژه | ارزش و هزینه |
Earned Schedule | عملکرد زمانی | استخراج زمان از Earned Value |
EDM | عملکرد مدتزمان پروژه | معیارهای مبتنی بر زمان |
هدف EDM این نیست که مدیریت هزینه را کنار بگذارد.
بلکه تلاش میکند عملکرد هزینه و عملکرد زمان را از یکدیگر تفکیک کند تا برای هرکدام، شاخص متناسب با ماهیت همان موضوع مورد استفاده قرار گیرد.
یکی از مفاهیم مهم مطرحشده در EDM، Duration Performance Index یا DPI است.
DPI یک شاخص مبتنی بر زمان برای بررسی پیشرفت زمانی پروژه است.
درک ساده آن این است که به جای اینکه بپرسیم:
«ارزش مالی کار انجامشده نسبت به برنامه چقدر است؟»
میپرسیم:
«مقدار پیشرفت زمانی واقعی پروژه نسبت به مدتزمانی که تا این نقطه باید طی میشد چقدر است؟»
این تغییر زاویه دید، یکی از ویژگیهای اصلی EDM است.
در مقاله، شاخصهای جدیدی برای اندازهگیری پیشرفت و عملکرد زمانی و همچنین برآورد مدتزمان نهایی پروژه معرفی شدهاند.
فرض کنیم پروژهای طبق برنامه باید در مدت ۲۰۰ روز به پایان برسد.
پس از گذشت ۱۰۰ روز، تیم پروژه وضعیت واقعی را بررسی میکند.
اگر بررسیها نشان دهد که پروژه از نظر زمانی مطابق برنامه پیش نرفته است، صرفاً دانستن درصد پیشرفت فیزیکی ممکن است برای تصمیمگیری کافی نباشد.
مدیر پروژه باید بداند:
چه مقدار از مدت برنامهریزیشده سپری شده است؟
پیشرفت زمانی واقعی چقدر است؟
عملکرد فعلی پروژه نسبت به برنامه چگونه است؟
با ادامه روند فعلی، تاریخ پایان پروژه چه زمانی خواهد بود؟
EDM تلاش میکند برای چنین پرسشهایی از شاخصهایی استفاده کند که مستقیماً به مدتزمان و عملکرد زمانی مربوط هستند.
بنابراین، به جای تمرکز صرف بر هزینه، میتوان وضعیت زمانبندی را از زاویهای مستقلتر بررسی کرد.
یکی از کاربردهای مهم معیارهای مدتزمانی، پیشبینی تاریخ پایان پروژه است.
مدیر پروژه معمولاً فقط به وضعیت امروز پروژه علاقهمند نیست؛ بلکه میخواهد بداند با توجه به عملکرد فعلی، پروژه در نهایت چه زمانی به پایان خواهد رسید.
اگر پروژه در ابتدای مسیر باشد، پیشبینی ممکن است با عدم قطعیت بیشتری همراه باشد.
اما با ادامه اجرای پروژه و جمع شدن دادههای واقعی، اطلاعات بیشتری برای تحلیل عملکرد وجود خواهد داشت.
معیارهای EDM میتوانند از اطلاعات عملکرد زمانی پروژه برای ایجاد برآوردی از مدتزمان نهایی استفاده کنند.
در مقاله اصلی نیز شاخصهای عملکرد و برآورد مدتزمان برای پیشبینی زمان پایان پروژه مورد توجه قرار گرفتهاند.
فرض کنید یک پروژه باید در پایان سال به اتمام برسد.
اگر تیم پروژه در ماههای پایانی متوجه شود که پروژه چند ماه عقب است، احتمالاً گزینههای اصلاحی محدودتر و هزینه اقدامات اصلاحی بیشتر خواهد بود.
اما اگر انحراف زمانی در مراحل ابتدایی شناسایی شود، فرصت بیشتری برای:
اصلاح برنامه
جابهجایی منابع
تغییر توالی فعالیتها
افزایش ظرفیت اجرایی
مدیریت فعالیتهای بحرانی
وجود دارد.
به همین دلیل، اندازهگیری عملکرد زمانبندی فقط برای گزارش وضعیت فعلی نیست؛ بلکه ابزاری برای تصمیمگیری درباره آینده پروژه نیز محسوب میشود.
ممکن است تصور کنیم اگر برنامه زمانبندی بهطور منظم بهروزرسانی شود، دیگر نیازی به شاخصهای عملکردی مانند EDM نیست.
اما این دو موضوع متفاوتاند.
بهروزرسانی برنامه زمانبندی به ما نشان میدهد وضعیت فعلی فعالیتها چگونه است.
در مقابل، شاخصهای عملکردی میتوانند به ما کمک کنند شدت و جهت عملکرد پروژه را اندازهگیری و روند آینده را ارزیابی کنیم.
بنابراین EDM را میتوان در کنار ابزارهای متداول کنترل پروژه به کار گرفت، نه لزوماً بهعنوان جایگزینی برای خود برنامه زمانبندی.
یکی از نکات جالب مقاله این است که شاخصهای پیشنهادی صرفاً برای یک گروه خاص طراحی نشدهاند.
این معیارها میتوانند برای:
کارفرما میتواند وضعیت عملکرد زمانی پروژه را بهتر ارزیابی کند و تصویری روشنتر از روند تحویل پروژه داشته باشد.
پیمانکار میتواند عملکرد برنامه زمانبندی را بررسی کرده و در صورت مشاهده انحراف، اقدامات اصلاحی را زودتر آغاز کند.
دفتر کنترل پروژه میتواند از شاخصهای زمانی برای گزارشدهی، تحلیل روند و پیشبینی وضعیت نهایی پروژه استفاده کند.
مقاله نیز کاربرد این شاخصها را برای پیمانکاران، کارفرمایان و دفاتر برنامهریزی و زمانبندی مطرح میکند.
خیر.
نکته مهم این است که EDM را نباید صرفاً بهعنوان جایگزین کامل EVM در نظر گرفت.
EVM همچنان برای مدیریت و ارزیابی عملکرد هزینه و ارتباط آن با پیشرفت پروژه کاربرد دارد.
EDM تمرکز متفاوتی دارد و تلاش میکند عملکرد زمانبندی را با معیارهای مبتنی بر مدتزمان ارزیابی کند.
بنابراین میتوان این دو رویکرد را در کنار یکدیگر دید:
EVM → تمرکز بر عملکرد هزینه
EDM → تمرکز بر عملکرد مدتزمان
این تفکیک میتواند تصویر کاملتری از وضعیت پروژه در اختیار مدیران قرار دهد.
موضوع اندازهگیری عملکرد زمانبندی در پروژههای عمرانی اهمیت ویژهای دارد.
پروژههای ساختوساز، راهسازی و زیرساختی معمولاً دارای:
فعالیتهای متعدد
روابط پیچیده بین فعالیتها
منابع محدود
پیمانکاران مختلف
برنامههای زمانبندی چندلایه
وابستگی شدید بین زمان و هزینه
هستند.
در چنین پروژههایی، تأخیر یک فعالیت میتواند فعالیتهای بعدی را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
به همین دلیل، استفاده از روشهایی که بتوانند عملکرد زمانی پروژه را بهصورت کمی و قابلاندازهگیری نشان دهند، میتواند برای کنترل پروژه ارزشمند باشد.
پژوهشهای بعدی نیز EDM را در زمینه پیشبینی مدتزمان پروژه بررسی کردهاند؛ از جمله پژوهشی در سال ۲۰۱۹ که از دادههای واقعی پروژهها، عمدتاً در حوزه ساختوساز، برای مقایسه روشهای پیشبینی مدت پروژه استفاده کرده است.
EDM یک ابزار تحلیلی برای مدیریت عملکرد زمانبندی است و نباید بهصورت جدا از سایر اطلاعات پروژه استفاده شود.
برای تصمیمگیری مناسب همچنان باید عواملی مانند:
محدوده پروژه
برنامه زمانبندی
منابع
ریسکها
تغییرات
هزینهها
کیفیت
شرایط اجرایی
بررسی شوند.
همچنین هر شاخص عملکردی باید در کنار دادههای واقعی پروژه و شناخت شرایط اجرایی تفسیر شود.
به عبارت دیگر، یک عدد بهتنهایی نمیتواند تمام وضعیت پروژه را توضیح دهد.
ارزش واقعی EDM زمانی بیشتر میشود که اطلاعات زمانی در یک سیستم منسجم کنترل پروژه جمعآوری، تحلیل و به تصمیمهای مدیریتی تبدیل شوند.
مهمترین ارزش EDM را میتوان در یک جمله خلاصه کرد:
زمان را با زمان اندازه بگیریم.
اگر هدف ما بررسی عملکرد زمانبندی است، استفاده از معیارهایی که مستقیماً بر اساس مدتزمان پروژه تعریف شدهاند، میتواند تصویر متفاوتی نسبت به شاخصهای هزینهمحور ایجاد کند.
این رویکرد به مدیر پروژه کمک میکند بین دو سؤال تفاوت قائل شود:
«آیا پروژه از نظر هزینه مطابق برنامه است؟»
و
«آیا پروژه از نظر زمان مطابق برنامه است؟»
این دو سؤال به یکدیگر مرتبطاند، اما پاسخ آنها الزاماً یکسان نیست.
در مدیریت حرفهای پروژه، هدف فقط جمعآوری اطلاعات نیست.
اطلاعات باید بتوانند به شناخت وضعیت پروژه، پیشبینی آینده و تصمیمگیری کمک کنند.
EDM یکی از رویکردهایی است که تلاش میکند اطلاعات زمانبندی را به شاخصهای قابلاندازهگیری تبدیل کند.
در راهبرد نیز کنترل پروژه را صرفاً گزارشگیری از وضعیت فعالیتها نمیدانیم. کنترل پروژه زمانی ارزش واقعی ایجاد میکند که بتواند انحرافات را بهموقع شناسایی کند، روند آینده را نشان دهد و اطلاعات لازم برای تصمیمگیری مدیران پروژه را فراهم کند.
از این منظر، روشهایی مانند EDM میتوانند در کنار برنامهریزی، کنترل زمان، مدیریت هزینه و مدیریت ریسک، بخشی از یک سیستم جامعتر برای مدیریت عملکرد پروژه باشند.

Earned Duration Management یا EDM رویکردی برای اندازهگیری و مدیریت عملکرد زمانبندی پروژه است که تلاش میکند معیارهای عملکرد زمانی را از معیارهای هزینهای جدا کند.
در روشهای مبتنی بر EVM، از دادههای ارزش و هزینه برای ارزیابی عملکرد پروژه استفاده میشود و برخی شاخصهای زمانبندی نیز از همین دادهها بهره میگیرند. EDM در مقابل، بر استفاده از معیارهای مبتنی بر مدتزمان برای سنجش عملکرد زمانبندی تمرکز دارد.
اهمیت این رویکرد در این است که زمان و هزینه، اگرچه بهشدت به یکدیگر مرتبطاند، یک مفهوم واحد نیستند. بنابراین بررسی عملکرد زمانبندی با معیارهای زمانی میتواند اطلاعات متفاوت و مستقیمی درباره وضعیت پروژه ارائه کند.
EDM همچنین میتواند برای پیشبینی مدتزمان نهایی پروژه و ارزیابی روند عملکرد زمانبندی مورد استفاده قرار گیرد. پژوهشهای بعدی نیز کاربرد EDM را در پیشبینی زمان پایان پروژه و مقایسه آن با روشهای دیگر بررسی کردهاند.
در نهایت، EDM را نباید یک ابزار منفرد برای حل تمام مسائل کنترل پروژه دانست. ارزش آن زمانی بیشتر میشود که در کنار برنامهریزی دقیق، کنترل پروژه، مدیریت هزینه، مدیریت ریسک و اطلاعات واقعی پروژه قرار گیرد.
برای آشنایی بیشتر با مفاهیم مرتبط با این مقاله، پیشنهاد میکنیم مقالات زیر را نیز مطالعه کنید:
مدیریت پروژه چیست و چرا برای موفقیت پروژهها اهمیت دارد؟
کنترل پروژه چیست؟ بررسی اهمیت آن در مدیریت و موفقیت پروژهها
مدیریت زمان در پروژه چیست؟ بررسی روشهای برنامهریزی و کنترل زمان پروژه
مدیریت هزینه پروژه چیست؟ بررسی اصول، مراحل و روشهای کنترل هزینه
مدیریت ریسک در پروژه چیست؟
مدیریت محدوده پروژه چیست؟
ساختار شکست کار (WBS) چیست؟
مدیریت منابع پروژه چیست؟
مدیریت کیفیت پروژه چیست؟